يکشنبه 2 تير 1387 , ساعت 2:38 صبح
با ياد دوست
تعبير زيبايي است؛ شما هم بخوانيد ...

به نام تنهاترين شقايق صحرايي
همان که بر تپه اي سبز و بلند در سبک ترين احساس ها روييد و در زلال ترين عشق ها شکفت.
همان که از آن بالا به جنگل افسانه اي مي نگرد که چگونه تا بي کران کشيده و سرمست درختان و رودخانه هاي سحرآسايش است.
همان که باران هاي لطيف و نسيم هاي رها را مي شناسد.
همان که هيچگاه نمي پژمرد و هميشه با طراوت مي ماند.
همان که صداي چنگ را مي شنود.
همان که در ابهام افق هاي مه آلود چشم انتظار پرستويي است که خواهد آمد و در پاي او جان خواهد داد.
نوشته شده توسط شقايق صحرايي | نظرات ديگران [ نظر]
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ




